بنیاد شهید

پورتال اطلاع رسانی بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان دلیجان

بنیاد شهید
آخرین نظرات

         

       

       

         

       

نام  :حسین
نام خانوادگى  :سعادت
نام پدر :خیراله
تاریخ‌تولد  :03/01/1347
ش.ش   :7637
محل‌صدورشناسنامه   :دلیجان
 تاریخ شهادت  :07/01/64
نوع حادثه  :حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحمیلى
شرح حادثه  :حوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه

نامه شهید:

بسم الله الرحمن الرحیم
با با سلام و درود بیکران به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و سلام بر شهیدان و معلولین و مجروحین.
خدمت عموی گرامی مهرعلی سعادت
خدمت عموی گرامی را از راه دور دعا و سلام و امیدوارم که حال شما خوب باشد. و هیچ گونه ناراحتی نداشته باشید. خدمت ؟؟؟ خواهرم را سلام می رسانم و امیدوارم که حال شما خوب باشد. خدمت مریم خانم و اکرم خانم و آقا مهدی را سلام می رسانم. و امیدوارم که سلام مرا که از راه دور از ته قلبم و از درّه های دور و کوه های بلند سرچشمه می گیرد و می گذرد را بپذیرید.
خدمت مادربزرگ و پدربزرگ را از راه دور سلام می رسانم. خدمت عمو رحمت را از راه دور و با خانواده سلام می رسانم. و امیدورام که حالشان خوب باشد. خدمت عمو نصرالله را با اهل خانواده سلام می رسانم. خدمت عمو یدالله را با اهل خانواده سلام می رسانم خدمت خاله و عمه را سلام می رسانم. خدمت عمو علی را سلام می رسانم.
خدمت همه اهل ؟؟؟ را از کوچک به بزرگ و از بزرگ به کوچک.
و همسایگان را سلام می رسانم. و اگر از احوالات اینجانب عمو جان برادر زن خود را بخواهی حالم خوب است و به دعاگویی شما مشغولم. خواهر جان راستی چرا آن روزی که به دلیجان رفتی به خانه ما نرفتی و وقتی که رفتی با سکینه زن استاد قاسم رفتی مگر از پدر و مادر خودت چپی دیده ای خواهر جان من شنیده ام. که وقتی که به دلیجان رفتی اول به خانه عمّه سولماز رفته ای و دوم به خانه استاد قاسم و زن استاد قاسم. تو را برده خانه ما - تو کاری کردی که من اگر به آزران بیایم به خانه شما نمی آیم خواهر جان حتماً تا 18 روزی که می خواهم بیایم پایانی باید به خانه ما هم رفته باشی. خواهر جان راستی وقتی هم که به خانه ما رفتی. آقا رضا کوچولو را در بغل نگرفته ای و اسم او را نمی دانم از کی پرسیده ای - خوب من هم اگر به آزران آمدم شاید به خانه شما نیایم امّا من مثل شما نیستم حتماً به خانه هم می آیم باور کن.
خواهر جان حتماً به خانه شما می آییم خداحافظ.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار
63/8/22
برادرت   سعادت
63/8/22

63/11/25
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام الله یاری روح الله
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و سلام و درود بر دوازدهمین اختر تابناک انقلاب اسلامی و نائب برحقش پیر جماران امام خمینی و سلام و درود بر رزمندگان پرتوان و غیور و سلحشور و سلام بر مردم شهید پرور انقلاب اسلامی.
خدمت پدر و مادر گرامی سلام علیکم
پس از عرض سلام سلامتی شما را از درگاه ایزد متعال خواهان و خواستارم و امیدوارم که حال شما خوب باشد و هیچ گونه نگرانی نداشته باشید. پدر و مادر گرامی و خواهرانم امیدوارم که سلام گرم و صمیمانه مرا که از فرسنگها دور و از گوشه قلبم سر چشمه می‌گیرد بپذیرید.
خدمت داودآقا و آقا رضا دعا و سلام می‌رسانم. خدمت آقا قاسم و زهرا خانم دعا و سلام می‌رسانم. خدمت عموها یک به یک با اهل خانواده و عمو غلامعلی و حسن رودی را دعا و سلام می‌رسانم. خدمت دایی‌ها یک به یک پدر بزرگ و مادربزرگ خاله و بچه‌ها و عمه و خلاصه همه فامیلها و دوستان و همسایگان را دعا و سلام می‌رسانم. و اگر از احوالات اینجانب فرزند ناقابل خود عبداله سعادت را بخواهید حالم خوب است و هیچ گونه نگرانی و ناراحتی ندارم به جزء دوری شما که آنهم به زودی زود دیدارها تازه گردد. آری من این نامه ناقابل و بی‌ارزش را برای شما می‌فرستم اگه قبول کردید جواب نامه را بدهید و اگر قبول نکردید که هیچ. آری من تا حالا دو عدد عکس و چند نامه فرستاده‌ام اما شما جواب نمی‌دهید. مثل اینکه سرتان درد آمده دیگر بیشتر از این وقت گرامی و پر ارزش شما را نمی‌گیرم اما شما به عبداله رمضانی چه گفته بودید آری او نامه برای من نوشت آری عبداله نوشته بود که پدر و مادرت می‌گویند تا هر وقت که دلت می‌خواهد جبهه بمان اما از زبان خودتان هنوز چیزی ندیده‌ام. آری منتظر مرخصی آمدن من نباشید چون هر موقع که مرخصی دادند می‌آیم و اگر ندادند به امید خدا آری من خودم تنها نمی‌توانم بیایم مرخصی پس منتظر من نباشید ولی من منتظر نامه‌های پر ارزش شما هستم. دیگر بیشتر از این وقت گرامی شما را نمی‌گیرم.
خط نوشتم تا بماند یادگار    من نمانم خط بماند یادگار
خداحافظ
اول از روی محبت ای گل خوش بو سلام  ؟؟؟

وصیت نامه شهید:

بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده ومهربان
ولا تحسبن الذین قتلو فى سبیل الله امواتا با احیاءعند ربهم یرزقون
گمان مبرید کسانى را کهه در راه خدا کشته مى شوند مرده اند بلکه آنها زنده اند ودر نزد خدایشان روزى مکى خورند .
با سلام ودرود بیکران به امامى که حسین گونه فرمودند :که حسین را خالى نگذارید وکمک به رزمندها کنید ودر راه خدا جهاد کنید اى خالق بى همتا مى دانم که به خودم ظلم کرده ام وبنده خوبى برایت نبودهام . احکامت را زیر 1پا گذاشته ام یا بهه آنمها بى اعتنا بوده ام .یا اینکه سلبک  شمرده ام وشکر هیچ یک از نعمت هایت را بجا نیاورده ام خدایا مرا حلال کن ومرا در نزد خودت قرار ده اى مردم مسلمان وغیور وشهید پرور انقلاب واسلام با ضد انقلاب با قاطعیت برخورد کنید خداوندا خانواده مرا ؟؟؟نشود بگه این خداوندا اگر من شهید شدم مرا با شهیدان انقلاب در یک ردیف قرار ده خداوندا اگر من به کسى ظلم کرده ام .ببخش.
خداوندا من که قدم خود را در راه حق برداشته ام پس چه خوب است شهادت را نصیب مابکنى خداوندا کسانى را که ضد انقلاب هستند نابودشان بگردان خداوندا اگر من به ذدین وقرآن  اعتنا بودم  ببخش اى مردم با رهبر کبیر انقلاب اسلامى خوب باشید جبهه ها را خالى مگذارید رزمندگان را تنها مگذارید در سر نماز ودعا امام ورزمندگان را دعا کنید خداوندا امامى را که قلب میلیونها مردم است اورا تا ظهور حضرت مهدى نگهدار وبه مصتضعفان جهان یارى ده
حالا من چند کلمه اى با پدر ومادر ودوستان اى پدر ومادر گرامى . اگر من شهید  شدم به هیچ عنوان گریه نکنید سیاه برتن مکنید خواهرانم زینب وار رفتار کنند .
پدر ومادر گرامى اگه شما بخواهید گریه کنید باید گریه اى بکنید که مشت محکمى بر دهان ابر قدرتها باشد . مادر جان شیرى که به من دادى حلالم کن شبها که کنار گهواره من بیدار مانده اى وپستان به دهان من گذاشته اى ماتدر جان حلالم کن حلالم کن خواهر گرامى برادر گرامى اگر من براى شما برادر یا خواهر بدى بودم مرا حلالم کنید اگه من به شما بى اعتنا بودم مرا ببخشید دوستان من شما بروید ودرس بخوانید وآن درسى که شما مى خوانید یک مشت محکمى خواهد بود بر دهان ابر قدرتها . مادر جان مادر جان به خواهرانم بگو اگه من شهید شدم گریه نکنند وبا ومردم خوب رفتار کنند مادر جان من آرزو دارم که شهید بشوم وشما در هر شب جمعه به گلزار شهدا بیائید وروح من وشهیدان را پاک نسازید .
مادر جان به مردم وخواهرانم بگو که نماز جمعه - دعاى کمیل - دعاى توسل - نماز جماعت همه اینها مشت محکمى به دهان آمریکاست پس  در این مجلس شرکت کنید پدر جان آیا مى  دانید خدا امانتى پیش شما داشت وآن امانت من بودم آیا مى دانید که خدا از آن امانت امانت خوبى مى خواست مثلا در راه خدا جهاد کنیم . نماز بخوانیم پدر جان نمى دانید که چه شیرین است در خون خویش غلتیدن ونثار اسلام را آبیارى کردن پدر جان حالا این امانت مى خواهد در راه خدا جهاد کند ودر راه خدا شهید شود که هم خدا از او راضى باشد هم  شما اگر من شهید شدم جنازه ام ورا نشان پدر ومادرم دهید که آنها از من راضى شوند
ودر آخر مى کویم سیاه برتن مکنید گریه نکنید ودر سر نمازهایتان دعا براى جان امام ورزمندگان شبهاى جمعه که گلزار شهدا .
اى مردم شما هم در راه خدا جهاد کنید وبپا خیزیدودر آخر همه با هم سه بار خدایا خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار رزمندگان اسلام نصرت اعطا بفرما  
متن وصیتنامه‌برادر حسین سعادت 17/10/1363
 

خاطره ای از شهید:

مشخصات راوی خاطره:

نام ونام خانوادگی: خیرالله سعادت  نسبت با شهید: پدر شهید 

نشانی محل سکونت:  قیام (کارگر)- ک صمدی- ک سعادت 77787-37911            تلفن: 08664222672



                                                                                    بسم رب الشهدا

16 ساله بود یک بار رفت 5 ماه خدمت کرد مجروح شده بود موج انفجار گرفته بود مرخص کرده بودند
در منطقه طلائیه در عملیات پدافند فرمانده شان 2 مرد می خواهیم که جنازه را بردارد یکدفعه آن را زده بود
ترکش خورده بود و پاهایش قطع شده بود و در بیمارستان امام خمینی خوابیده بود و به شهادت رسید. در 7 کلاس درس خوانده بود و کاشی کار بود بچه بسیار خوبی با خدا و پدر از دست او بسیار راضی بود
وقتی آن را انفجار گرفته بود نماز می خواند نمی آمد پدر به مادر گفت که چرا گریه می کنی گفت من می خواهم می خواهم بروم ولی گریه می کند 7 روز پیش از عید جنازه آمد.

.

.

.

.

.

اطلاعات دیگری از این شهید در دست نیست

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراحی و اجرا: گروه اینترنتی یاقوت سرخ